هادى هاشميان

90

كوه توحيد ( بررسى سير زندگي، افكار، آثار و ... سيد العارفين آيت الله سيد على آقا قاضى طباطبايى تبريزى (ره)) (فارسى)

حاج سيد على شوشترى و استاد ايشان ملاقلىجولا ( جولا همدانى ) و ملّاقلى جولا را نمىشناسم و نمىدانم ملّا قلى جولا چه كسى بود و خود حاج‌سيدعلى شوشترى هم او را نمىشناخت . « 1 » داستان حاج سيد على شوشترى و ملا قلى جولا استاد علامه آيت الله حسن‌زاده آملى در شرح حال علامه طباطبائى ضمن اشاره به سلسله مشايخ مرحوم آقاسيدعلى قاضى به معرفى اين سلسه از علماى عارف و فقهاى متخلّق پرداخته است كه عيناً نقل مىكنيم : « مرحوم حاج‌سيدعلى شوشترى در شوشتر عالم مبسوط اليد آنجا بود و وقتى مرافعه‌اى در مورد ملك وقفى به ميان آمد ، عدّه‌اى مدعى بودند كه اين ملك ، وقف نيست و وقف نامچه را در صندوقچه‌اى نهادند و در جاى مخصوص دفن كردند ، آنهايى كه مدّعى وقف بودند هيچ مدركى در دست نداشتند ، خلاصه چند روز مرحوم شوشترى در حكم اين واقعه در حيران بود و طرفين دعوى هم اصرار داشتند و هر روز رفت و آمد مىكردند و از آن مرحوم حكم مىخواستند ، مرحوم شوشترى در همين گير و دار بود كه روزى مردى ، به سويش رفته ، در زده و كسى دم در آمد و پرسيد كيستى ؟ آن مرد گفت : به آقا بگو مردى به نام ملّا قلى جولا مىخواهد شما را ببيند . ملّا قلى وارد خانه شد و به نزد مرحوم شوشترى رفت و گفت : آقا من آمده‌ام به شما بگويم كه بايد از اينجا سفر كنى و به نجف به روى و در همان جا اقامت كنى ، بدانكه وقف نامچه اين ملك در فلان مكان دفن است و ملك وقف است . مرحوم شوشترى ، ملّا قلى را نمىشناخت ، خلاصه دستور داد آن محل را كندند و وقف نامچه را بيرون آوردند . پس از اين واقعه از دعوى و مرافعه دست برداشتند و شوشتر را ترك گفت و در نجف اقامت گزيد و در آنجا به درس فقه مرحوم شيخ مرتضى انصارى ( ره ) مىرفت و مرحوم شيخ هم به درس اخلاق او حاضر مىشدند . تا اين كه مرحوم آخوندحسينقلى همدانى دنبال حقيقت را گرفت و هادى مىطلبيد . از همدان درآمد چندى در نزد عالمى به سر برد ، از او چيزى نيافت ، به سوى نجف رخت بر بست و

--> ( 1 ) - - در آسمان معرفت . تذكره اوحدّىِ از عالمان ربانى به بنان و بيان حضرت علامه حسن حسن‌زاده‌آملى ، گردآورى و تنظيم ، محمد بديعى ، ص 58 . .